سلام دو ستان از این که در این مدت نتونستم آپ کنم عذر می مخوام. امروز مطلب جدیدی در مورد شریعت و حقیقت و طریقت را براتون وارد سایت کردم امید وارم مورد رضایتتان قرار گیرد.

مى‏توان گفت، اين موضوع از مهم‏ترين مسائل بحث‏انگيز جهان تصوف شده است، تا جايى كه سازگارى ميان تعابير مختلف آنها بويژه در باب «حقيقت» بسيار مشكل است. برخى از آنان در تفاسير خود، جنبه معرفتى آن‏را لحاظ مى‏كنند و پاره‏اى جنبه عينى آن‏را(54)؛ در برخى از تعابير آنها شريعت به معناى عام موردنظر است و در بعضى ديگر به معناى خاص. در نوع گرايش نيز بعضى از آنان، شريعت را ترجيح مى‏دهند و مكتب خود را بر پايه آن استوار كرده‏اند و برخى بر عكس.(55)

آنها بر اساس تفسير باطنى خود از دقايق اعمال شرعى(56) و تفكيك اعمال ظاهرى از باطنى و ترجيح عمل قلبى بر عمل جوارحى، به اين نتيجه رسيده‏اند كه هر يك از اعمال قلبى و جوارحى جايگاه ويژه خود را دارد و قلمرو فهم و تبليغ آن مى‏تواند از هم جدا باشد. بر اين اساس يك دانش مربوط به حقيقت و باطن دين است، و در قلمرو فهم و تعليم عارف مى‏گنجد و علمى ديگر مربوط به ادب شرع و ظواهر و اعمال جوارحى است كه به عهده فقيه مى‏باشد.(57)

اساس سخن آنان در اين است كه شريعت را به‏طور كلى، ظاهرى هست و باطنى؛ ظاهر آن اعمال و احكام شرعى از قبيل نماز و روزه است كه دستورات آن از جانب خدا و پيامبر(ص) رسيده است و باطن آن، اعمال قلبى و سرى و روحى است كه آنها را طريقت مى‏گويند و در واقع مى‏توان گفت طريقت